تشکل‌های محیط‌زیستی، سرمایه اجتماعی حفاظت از میراث طبیعی

مجتبی گهستونی، روزنامه‌نگار و دبیر سرویس نخبگان و سمن‌های میراث آریا در یادداشتی نوشت: سفر شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور، به خوزستان و دیدار او با تشکل‌ها و فعالان مردم‌نهاد محیط‌زیست، فرصتی مهم برای بازخوانی جایگاه جامعه مدنی در مواجهه با مسائل پیچیده و انباشته محیط‌زیستی این استان بود؛ استانی که آلودگی هوا، گردوغبار، بحران آب، پساب، پسماند، تخریب زیست‌بوم‌ها، فشار بر منابع طبیعی و پیامدهای فعالیت‌های صنعتی و نفتی، چهره‌ای چندلایه و پیچیده به مسائل محیط‌زیستی آن بخشیده است.

خوزستان تنها استانی با فهرستی بلند از بحران‌های محیط‌زیستی نیست؛ در کنار این مشکلات، از ظرفیت کم‌نظیری از کنشگران، متخصصان، خبرنگاران و تشکل‌های مردم‌نهاد نیز برخوردار است. وجود صدها فعال محیط‌زیست و فعالیت ۶۷ انجمن زیست‌محیطی نشان می‌دهد که دغدغه حفاظت از طبیعت در این استان یک حرکت مقطعی یا وابسته به ساختار دولتی نیست، بلکه به بخشی از سرمایه اجتماعی خوزستان تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، سخنان رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره ضرورت مشارکت جامعه مدنی و استفاده از ظرفیت تشکل‌ها، اهمیت ویژه‌ای دارد. او در این دیدار بر تخصص‌محوری، مشارکت‌جویی و ضرورت حضور فعالان محیط‌زیست و رسانه‌ها تأکید کرد و تشکل‌ها را حلقه واسط میان ساختار مدیریت محیط‌زیست و متن جامعه دانست. این نگاه، اگر از سطح سخن فراتر رود و در سیاست‌گذاری و اجرا نمود پیدا کند، می‌تواند نقطه عطفی در حکمرانی محیط‌زیستی کشور باشد.

اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان نیز طی سال‌های اخیر تلاش کرده است ارتباط خود را با تشکل‌ها تقویت کند. برگزاری ۲۶ جلسه میان مدیرکل حفاظت محیط‌زیست خوزستان و مدیران تشکل‌ها در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ و کسب رتبه سوم کشوری در برگزاری نشست‌های تخصصی با مشارکت تشکل‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست، نشانه‌ای قابل توجه از شکل‌گیری گفت‌وگویی مستمر میان دولت و جامعه مدنی است.

اما باید میان گفت‌وگو با تشکل‌ها و مشارکت دادن تشکل‌ها تفاوت قائل شد.

برگزاری نشست، شنیدن مطالبات و دریافت پیشنهادها، گام نخست است؛ اما مشارکت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که تشکل‌ها در فرآیند تصمیم‌سازی حضور مؤثر داشته باشند، اطلاعات در اختیارشان قرار گیرد و پیشنهادها و مطالباتشان دارای مسیر مشخص پیگیری باشد. باید معلوم باشد هر مطالبه چه سرنوشتی پیدا کرده، کدام دستگاه مسئول آن است و نتیجه پیگیری چه بوده است.

خوزستان بیش از هر زمان دیگری به حکمرانی مشارکتی محیط‌زیست نیاز دارد؛ حکمرانی‌ای که در آن دولت، دانشگاه، متخصصان، رسانه‌ها، جوامع محلی و تشکل‌های مردم‌نهاد در کنار یکدیگر قرار گیرند. تشکل‌ها می‌توانند چشم ناظر جامعه باشند، آسیب‌ها و تخلفات را سریع‌تر شناسایی کنند، در آموزش و فرهنگ‌سازی مشارکت داشته باشند و در صورت فراهم شدن سازوکارهای قانونی و حمایتی، حتی در اجرای طرح‌های حفاظت، احیا و پایش زیست‌بوم‌ها نقش‌آفرینی کنند.

از سوی دیگر، مسئله محیط‌زیست خوزستان صرفاً کمبود قانون نیست؛ بخش مهمی از چالش، به اجرای قانون، نظارت و نحوه مواجهه با پروژه‌های توسعه‌ای بازمی‌گردد. رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در این سفر از مواجهه سازمان با صدها پروژه بزرگ‌مقیاس سخن گفت که در سال‌های گذشته بدون تعیین تکلیف روشن محیط‌زیستی پیشرفت کرده بودند. تجربه نشان داده است که انفعال محیط‌زیست در مراحل اولیه یک پروژه، نه‌تنها به حفاظت از طبیعت کمک نمی‌کند، بلکه در آینده امکان اعمال ملاحظات محیط‌زیستی را نیز دشوارتر خواهد کرد.

محیط‌زیست باید پیش از آغاز پروژه وارد فرآیند تصمیم‌گیری شود، نه زمانی که پروژه به مرحله اجرا و بهره‌برداری رسیده و سرمایه‌گذاری‌های سنگین انجام شده است. ارزیابی اثرات زیست‌محیطی نیز نباید یک مرحله اداری برای دریافت مجوز تلقی شود؛ بلکه باید فرآیندی مستمر برای سنجش آثار پروژه و نظارت بر اجرای تعهدات زیست‌محیطی باشد.
در این میان، تأکید بر مشروط بودن مجوزهای زیست‌محیطی برای پروژه‌های بزرگ، از جمله پروژه‌های نفتی، زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که شروط تعیین‌شده به‌صورت شفاف اعلام و اجرای آنها به‌طور مستمر پایش شود. مجوز محیط‌زیستی پایان مسئولیت سازمان نیست؛ بلکه آغاز یک دوره نظارت جدی است. جامعه محلی، متخصصان و تشکل‌های مردم‌نهاد نیز باید بتوانند بدانند چه تعهداتی برای یک پروژه تعیین شده و چه سازوکاری برای نظارت بر اجرای آنها وجود دارد.

موضوع دیگری که در سخنان رئیس سازمان مطرح شد، کمبود نیروی انسانی و تجهیزات محیط‌بانان بود. این مسئله برای خوزستان اهمیت مضاعف دارد. محیط‌بانانی که باید از مناطق حفاظت‌شده، حیات وحش و عرصه‌های طبیعی گسترده استان مراقبت کنند، در صورت کمبود نیرو، خودرو و تجهیزات، با محدودیت جدی در انجام مأموریت خود مواجه خواهند بود. پیگیری افزایش نیروی انسانی و اصلاح قوانین مرتبط با حمایت از محیط‌بانان، از جمله قانون به‌کارگیری سلاح، ضروری است؛ اما مهم‌تر از آن، رسیدن این تصمیم‌ها به سطح میدان و زندگی روزمره محیط‌بانان است.

در کنار حفاظت، موضوع آموزش و فرهنگ‌سازی نیز نباید به حاشیه برود. محیط‌زیست بدون تغییر رفتار عمومی و بدون مشارکت جامعه، با بخشنامه و دستور اداری نجات پیدا نمی‌کند. تشکل‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و جوامع محلی ظرفیت گسترده‌ای برای آموزش و ارتقای فرهنگ محیط‌زیستی دارند و حمایت هدفمند از این ظرفیت می‌تواند یکی از کم‌هزینه‌ترین و ماندگارترین سرمایه‌گذاری‌های محیط‌زیستی باشد.

موضوع عوارض آلایندگی و صندوق ملی محیط‌زیست نیز باید از همین منظر مورد توجه قرار گیرد. منابعی که از صنایع آلاینده دریافت می‌شود، باید در مسیر کاهش آلودگی، احیای زیست‌بوم‌های آسیب‌دیده و اجرای پروژه‌های واقعی محیط‌زیستی هزینه شود. همچنین حمایت از کسب‌وکارهای سبز، طرح‌های کوچک‌مقیاس، پروژه‌های آموزشی و فرهنگی و برنامه‌های معیشت پایدار می‌تواند زمینه‌ای برای مشارکت عملی تشکل‌ها و جوامع محلی فراهم کند.

خوزستان در کنار رودخانه‌ها و تالاب‌های آسیب‌دیده، جنگل‌های زاگرسی، حیات وحش، سواحل و مناطق طبیعی ارزشمند، با مجموعه‌ای از فعالیت‌های صنعتی و توسعه‌ای نیز مواجه است. بنابراین نمی‌توان مسائل این استان را جدا از یکدیگر دید. آب، نفت، کشاورزی، صنعت، تالاب، گردوغبار، آلودگی هوا، پسماند و منابع طبیعی در یک شبکه به‌هم‌پیوسته قرار دارند و هر تصمیم در یکی از این حوزه‌ها می‌تواند پیامدهایی در حوزه‌های دیگر ایجاد کند.

به همین دلیل، خوزستان نیازمند یک نقشه راه جامع محیط‌زیستی است؛ نقشه‌ای که در تدوین و اجرای آن، تشکل‌های مردم‌نهاد، دانشگاهیان، متخصصان، رسانه‌ها و جوامع محلی نیز سهم مشخصی داشته باشند.

سفر رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور می‌تواند آغاز مرحله تازه‌ای در این مسیر باشد؛ مرحله‌ای که در آن تشکل‌ها از مخاطب نشست‌ها به شریک تصمیم‌سازی تبدیل شوند. تجربه برگزاری نشست‌های مستمر در خوزستان می‌تواند از یک دستاورد آماری فراتر رود و به الگویی برای مشارکت واقعی جامعه مدنی در سیاست‌گذاری و مدیریت محیط‌زیست تبدیل شود.

خوزستان به اندازه کافی با بحران‌های محیط‌زیستی مواجه است و فرصت آزمون و خطا محدود است. مسائل انباشته‌شده امروز، نتیجه سال‌ها تصمیم‌گیری، توسعه نامتوازن، ضعف نظارت یا بی‌توجهی به هشدارهای کارشناسی است و طبیعی است که در کوتاه‌مدت حل نشود. اما همین واقعیت، ضرورت آغاز تصمیم‌های درست و پایدار را دوچندان می‌کند.

۶۷ انجمن و صدها فعال محیط‌زیست، صرفاً یک آمار نیستند؛ آنها بخشی از سرمایه اجتماعی خوزستان برای حفاظت از طبیعت‌اند. این سرمایه را نمی‌توان با دعوت به چند نشست و گرفتن چند عکس حفظ کرد. هنر مدیریت محیط‌زیست آن است که این سرمایه را از حاشیه تصمیم‌گیری به متن حکمرانی محیط‌زیستی بیاورد.

اگر قرار است رودخانه‌ها، تالاب‌ها، جنگل‌ها، مراتع و زیست‌بوم‌های خوزستان نجات پیدا کنند، باید از ظرفیت کسانی استفاده کرد که سال‌ها در میدان محیط‌زیست استان حضور داشته‌اند. امروز بیش از هر زمان دیگری به اعتماد متقابل، شفافیت، گفت‌وگوی مستمر و مشارکت واقعی نیاز داریم.

راه اصلاح محیط‌زیست خوزستان کوتاه نیست، اما می‌توان آن را آغاز کرد؛ با تصمیم‌های شفاف، اجرای دقیق قانون، نظارت مستمر و مهم‌تر از همه، پذیرفتن این واقعیت که حفاظت از طبیعت، مسئولیت یک سازمان یا یک دولت نیست؛ مسئولیتی اجتماعی است که بدون حضور مردم و تشکل‌های آنان به نتیجه نخواهد رسید.

انتهای پیام/

کد خبر 1405060300256
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha